دلم گرفته با من حرف بزن |
بی خیال |
کمکم کن کمکم کن ای همدل آه وناله ام را به دل بگیر من راتنهانظار آه میکشم از قولهایت آه ناله ام زاینده رود را در برگرفته پس کمکم کن تا از این سرما نجات پیدا کنم در زیر این بازار چه با خاطرات تلخ و شیرین ساختم ودیگه تحمل ندارم پس ناله ام را به دل بگیر ومرا در واپسین عمر خود نجات بده اگه قولات قول بود من در این بازارچه نبودم ونمی خواهم دیگه هم باشم آه ناله می کنم در زیر بازارچه از قولهای تو تا مردم صدایم رابشنوند ومرا به دیار خود باز گردانند وبرای من تجربه شد که کلک شما آدم های عشق دزد را دیگر نخورم ...؟
+نوشته شده دریکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:7 توسط محمد | | بازمثل همیشه دلم گرفته پس کجای کوچوله من من تنها گذاشتی تو این دیار؟؟؟؟ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 نويسندگان محمد محمد طراح قالب |